زمزمه – تصنيف زبانحال حضرت زهرا (سلام الله عليها)

زبانحال حضرت زهرا

زمزمه – تصنيف

زبانحال حضرت زهرا (سلام الله عليها)

زينب زينب
بيا دخترم كمك كن به مادرت پاشم از رو بستر
بيا دستمو بگير فضه هم بباد تا بريم دم در
اسما اسما
بيار آروم آروم اين دستمو يكم بالا تا بتونم
درو وا كنم برا شوهرم براى آقاى خونم

ببخشيد آقا يخورده دير شد
يكم اين دستم با در درگير شد
سلام اى عشقم سلام اميدم
نبودى خيلى خونه دلگير شد

دلم برا درد دلِ باتو لك زده عزيزم
چند ماهه غمامو تو خودم ميريزم

يادمه كه پيغمبر خدا توى گوشم آروم
گفت دواى دردِ بى درمونه اشك چشم مظلوم

ببار از چشمات برا من شبنم
بريز اشكاتو بروىِ زخمم
————————-
————————-
آقا آقا
ميدونم ميفتى تو زحمت اما برا من توچاره سازى
ميخوام تو حياط اين خونه واسه من تابوت بسازى
آقا آقا
غمت خيلى بيشترِ از غمى كه تو قلبِ منه ساكن
تورو جوون فاطمه زُل نزن به گهواره محسن

شنيدم مردم غريبه ن باتو
نمرده زهرات بگو حرفاتو
تو اين نُه ساله تو سايم بودى
ميون دستام بذار دستاتو

دلم برا دردِ دلِ باتو لك زده عزيزم
چند ماهه غمامو تو خودم ميريزم

يادته بابام تو شبِ عروسى كشيد يه آهى
گفت به پاى هم توى زندگى پير بشيد الهى

دلم دلگير شد باغم درگير شد
ببين زهراتو چقد زود پير شد